تبلیغات
راه راستین راه راستین - دوستی با خدا
 

دوستی با خدا

نویسنده: ر.حق طلب موضوع: دانستنی های دینی،  داستان و حکایت، 

تاریخ ارسال: دوشنبه 25 مرداد 1389

 

می گویند آن گاه که یوسف در زندان بود ، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوان مرد! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی اش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت ها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی

 

() نظرات